تبلیغات
اراجیف های یک اوتاکو - 11. 人間失格 | No Longer Human
 
درباره وبلاگ


عام د کوعین
عند عیتس عال

مدیر وبلاگ : Shinier
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
موضوع مطلبا؟!









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اراجیف های یک اوتاکو
باکایارو
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
1397/03/6 :: نویسنده : Shinier
در روزگاران قدیم مردی زندگی می کرد که ظلم و فساد او باعث آزا تمام مردم شهر شده بود
مرد هیچ رحمی نداشت و همیشه مردم را اذیت می کرد ....

روزی از روزها مرد داشت از دست پلیس های شهر که مثل همیشه به جانش افتاده بودند فرار میکرد که ناگهان عنکبوتی را سر راه خود دید!

اول قصد کشتن عنکبوت را داشت ، چاقویی که همراهش بود را سمت عنکبوت بزرگ گرفت و گفت : توام باید مثل اونا از من بدت بیاد من آدم بدیم و الان میخوام تورو بکشم!

اما پس از مدتی پشیمان شد و عنکبوت را رها کرد ...

مدت ها از این ماجرا گذشت ، و آن مرد به دستور حاکم اعدام شد

پس از مرگش روح خود را در میان افرادی میدید که به آنها ظلم کرده بود و یا دارایی هایشان رادزدیده بود.

روح مرد داشت عذاب می کشید که ناگهان تار عنکبوت نازکی را دید ، خواست از آن بالا برود اما به دلیل سنگینی گناهانش اعماق جهنم فرو رفت ...

"دیگر انسان نیستم ... "نوشته ی #دازای_اوسامو

Image result for osamu dazai no longer human




نوع مطلب : Otaku، Posts، Anime، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1398/03/19 11:18

Excellent blog! Do you have any helpful hints for aspiring writers? I'm hoping to start my own website soon but I'm a little lost on everything. Would you suggest starting with a free platform like Wordpress or go for a paid option? There are so many options out there that I'm completely confused .. Any recommendations? Bless you!
1398/03/18 16:15

Do you have a spam problem on this blog; I also am a blogger, and I was wondering your situation; many of us have created some nice methods and we are looking to exchange solutions with others, why not shoot me an e-mail if interested.
1397/03/7 20:07
وای دازایییییییییی یاد سگ های ولگرد بونگو افتادم :|
1397/03/7 20:07
وای دازایییییییییی یاد سگ های ولگرد بونگو افتادم :|
1397/03/7 20:07
وای دازایییییییییی یاد سگ های ولگرد بونگو افتادم :|
1397/03/7 20:07
عاشقشم یعنیا
1397/03/7 20:07
عاشقشم یعنیا
1397/03/7 20:07
عاشقشم یعنیا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر